پرندهءشب بیدار من:یکدانه و دوردانه من:باز تو رفته ای باز باران آمده باز تو نیستی باز یادت گوشه گوشه جا به جا گلوله گلوله اشک مرا در آورده.پروانه قشنگ من:همیشه وقتی می آیی من شیرینترین لحضه زندگی ام راتجربه می کنم و هر وقت میروی تلخترین وسردترین ومرگ آورترین لحضه زندگی را.
آه مریم خوشبوی من چه زود گذشت روزهای ماندنت چه زود رفتی.انگار همین دیروزبودکه تورا در آغوش گرفتم وتمام خطها وجاده های جدایی پایان گرفت.
قوی نازنین من:چه زود دوباره جاده آمدوراه حرف زدنم باتو خطهای دلتنگی شد.
دسته گل زیبای زندگیم:خوبترین خوب من:خدا میداند که من تورا خیلی دوست دارم.
بخواهم یا نخواهم به تو به نگاهت به صدایت به وجودت به بودنت دل بسته ام.
به خدا حضورت وجودت برای من حیاتی ترین ودلچسب ترین هدیهء زندگی است من نزدیکتر از تو کسی را ندارم.
فرشته قلب من:در کنج این اتاق خلوت وخاموش صدای تو تنها شادی من بود.
اما افسوس که توهم همیشه نمی شور بمانی بشود هم نمی توانی بتوانیم نمیشود.
ادامه دارد
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 15:55 توسط ساناز
|
مردی برای اصلاح سر وصورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند .
وقتی به موضوع خدا رسیدند ، آرایشگر گفت : من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد
.
آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا
ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟
بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد ورنجی وجود می
داشت. نمی توانم خدای مهربان را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته
باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد، چون
نمی خواست جر وبحث کند. آرایشگر کارشرا
تمام کرد ومشتری از مغازه بیرون رفت.
به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد، در
خیابان مردی دید
با موهای بلند و کثیف وبه هم تابیده وریش اصلاح
نکرده،ظاهرش کثیف وژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد وبه
آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند.
آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟
من اینجا هستم من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم
مشتری با اعتراض گفت: نه !! آرایشگرها وجود
ندارند،چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند وکثیف وریش
اصلاح نکرده پیدا نمی شد
آرایشگر گفت :
نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این
استکه مردم به ما مراجعه نمی کنند
مشتری تأیید کرد: دقیقاً! نکته همین است،
خدا هم وجود دارد!!! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند ودنبالش نمی گردند. برای همین
است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 23:48 توسط ساناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 23:0 توسط ساناز
|
آسمان را گفتم می توانی آیا بهر یک لحظهء خیلی کوتاه روح مادر گردی صاحب رفعت دیگر گردی گفت نی نی هرگز من برای این کار کهکشان کم دارم نوریان کم دارم مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم *** خاک را پرسیدم می توانی آیا دل مادر گردی آسمانی شوی وخرمن اخترگردی گفت نی نی هرگز من برای این کار بوستان کم دارم در دلم گنج نهان کم دارم *** این جهان را گفتم هستی ومکان را گفتم می توانی آیا لفظ مادر گردی همهء رفعت را همهء عزت را همهء شوکت را بهر یک ثانیه بستر گردی گفت نی نی هرگز من برای این کار آسمان کم دارم اختران کم دارم رفعت وشوکت وشان کم دارم عزت ونام ونشان کم دارم *** آنجهان راگفتم می توانی آیا لحظه یی دامن مادر باشی مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی گفت نی نی هرگز من برای این کار باغ رنگین جنان کم دارم آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم *** روی کردم با بحر گفتم اورا آیا می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه پای تا سر همه مادر گردی عشق را موج شوی مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی گفت نی نی هرگز من برای این کار بیکران بودن را بیکران کم دارم ناقص ومحدودم بهر این کار بزرگ قطره یی بیش نیم طاقت وتاب وتوان کم دارم *** صبحدم را گفتم می توانی آیا لب مادر گردی عسل وقند بریزد از تو لحظهء حرف زدن جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی گفت نی نی هرگز گل لبخند که روید زلبان مادر به بهار دگری نتوان یافت دربهشت دگری نتوان جست من ازان آب حیات من ازان لذت جان که بود خندهء اوچشمهء آن من ازان محرومم خندهء من خالیست زان سپیده که دمد از افق خندهء او خندهء او روح است خندهء او جان است جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم *** کردم از علم سوال می توانی آیا معنی مادر را بهر من شرح دهی گفت نی نی هرگز من برای این کار منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم قدرت شرح وبیان کم دارم
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 15:8 توسط ساناز
|
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 14:52 توسط ساناز
|
بیشتر دخترها قصدشان از دوستی با پسرها ارضاء نیازهای عاطفی، احساسی و پرکردن تنهایی است و انگیزه اصلی اکثریت پسران کامجویی و سوء استفاده بوده که با فرایند موسوم به “مخ زنی” و دادن وعده ازدواج انجام می گ …
این روزها در خیابان ها، پارک ها و اماکن تفریحی پسران و دختران بسیاری را در حال تردد می بینیم، بسیاری از آنها در پیوند دوستی با یکدیگرند، پیوندی که به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان می تواند منشاء بی اعتمادی و شک در جامعه باشد، عده دیگری بر این باورند که چنین رابطه هایی می تواند در انتخاب همسر آینده موثر باشد، اما آنچه مسلم است این است که نخستین ثمره روابط ناسالم بین دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی در جامعه، باعث ایجاد روحیه بیاعتمادی نسبت به همسر آینده است و این ذهنیت آزار دهنده در فرد شکل میگیرد که آیا او پیش از این، چنین رابطهای را تجربه کرده است یا خیر؟ بنا به گفته روانشناسان، این بیاعتمادی و شک هیچگاه فرد را رها نمیکند و سرانجام، بنیان مستحکم خانواده را به مخاطره میاندازد. بنابر آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج چنین روابطی با هم داشتهاند، پس از ازدواج نیز در حل مشکلات خود عاجزند؛ چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند.
دوستی دختر و پسر بر اساس تعاریف جامعه شناختی، نمی توان هر ارتباطی را "دوستی دختر و پسر" نامید، "دوستی دختر و پسر" یعنی رابطه ای که بین دو جنس مخالف بوجود می آید و در این رابطه، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد و از این رو، ارتباط دو کودک یا ارتباط تحصیلی یا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، که برای اهداف خاصی است، نمی تواند در تعریف مقوله دوستی "دختر و پسر" بگنجد.
انگیزه های ارتباط با جنس مخالف
وعده ازدواج یکی از بهانه های ارتباط بین پسران و دختران وعده ازدواج از ناحیه پسر است و معمولا با این وعده ها پسران با دختران ارتباط پیدا می کنند. در حقیقت، دختر و پسر با طرح مساله "ازدواج" با یکدیگر رفاقت کرده، سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند، اما حقیقت امر این است که این وعده ها در حدّ خیال بافی می مانند و جامه عمل نمی پوشند.
انگیزه جنسی از انگیزه های دیگر ارتباط دختر و پسر بهره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه که از لحاظ رشد فکری و فرهنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، همه ی ارزش های خانوادگی و فردی خود را قربانی می کنند و دست به رفتاری می زنند که برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقّی می شود. رابطه ی جنسی بین دختر و پسر، مشکلات زیادی را برای دختر، که قربانی اصلی این رابطه است به دنبال می آورد. اشتغال ذهنی درباره ی این موضوع که مبادا این ارتباط برای او در آینده مشکل ساز باشد، تعادل روانی او را به نحو چشم گیری بر هم می زند و فشار روانی زیادی بر او تحمیل می کند. چنین دخترانی در ازدواج با مشکل روبه رو می شوند و حاضر به ازدواج نیستند و زمانی که با فشار خانواده روبه رو می شوند و تن به ازدواج می دهند، همیشه نگران افشای رابطه گذشته خود هستند و از اینکه همسرشان از رابطه مخفی آن ها در گذشته آگاه شود رنج می برند. جذابیت، قدرت، توهمی کودکانه یکی دیگر از انگیزه های دوستی با جنس مخالف این است که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می کنند و دختران نیز داشتن یک دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند. اما طول نمی کشد که پی خواهند برد این قدرت نمایی و جاذبه ارائه شده به قیمت از دست دادن بسیاری از جاذبه ها و قدرت های اجتماعی و شخصیتی دیگر تمام شده، در نتیجه، دوستی ها به پایان می رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندی خویش، دنیایی از تعارض را در درون دختر و پسر باقی می گذارد.
پناهگاهی نا امن دختران و پسرانی که مورد بی محبتی در خانواده قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند، از طریق برقراری روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد کسب رضایت و یا به عبارت دیگر، به دنبال یافتن شرایطی هستند که برای آن ها اطمینان خاطر و رضایتمندی بیشتری فراهم کند و پناه گاهی برای جبران کمبود محبت خود فراهم سازند. اطمینان خاطری که دختران و پسران از طریق برقراری دوستی بین خود جستجو می کنند هیچ گاه حاصل نمی شود، زیرا این روابط پنهانی و به دور از چشم خانواده صورت می گیرد. به همین دلیل، دختر و پسر باید وقت و توان زیادی صرف کنند تا بتوانند زمینه این رابطه را فراهم کنند و تحمل ترس و اضطراب مستمری که دو طرف باید تحمّل کنند تا این روابط از چشم آشنایان پنهان بماند، رضایتمندی و آرامشی را که به دنبال آن هستند خنثی خواهد کرد.
رابطه جنسی در اوایل دوستی بر اساس نتایج یک پژوهش که در مناطق شمالی پایتخت صورت گرفته است، اکثر دختران طی شش ماه الی یک سال اول رابطه خود باجنس مخالف، درگیر روابط جنسی می شوند. اکثر قریب به اتفاق دخترانی که رابطه دوستی طولانی مدت با پسران دارند در آغاز رابطه دوستی علی رغم تصورشان درگیر روابط جنسی خواسته یا عمدتا ناخواسته می شوند. این در حالی است که تقریبا همه دختران مورد مطالعه در ابتدای برقراری رابطه دوستی تصور می کرده اند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند. در بخش دیگری از این مطالعه آمده است اکثر قریب به اتفاق آنها در آغاز روابط دوستی با پسران بر این باور بودند که آنها خیلی زرنگ تر از آن هستند که دوستشان بتواند از آنها سوء استفاده جنسی کند. یکی از علل درگیر شدن دختران در روابط جنسی برداشت نادرست آنها از روابط دوستی با پسران عنوان شده است. به عنوان مثال انگیزه و هدف اکثر دختران از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف جلب حمایت و عاطفه گزارش شده است، در حالی که در پسران، برقراری روابط جنسی انگیزه و هدف اصلی رابطه دوستی بوده است.
نحوه آشنایی دختر و پسر طبق یک نظر سنجی انجام شده از دختران و پسران در خصوص نحوه آشنایی، میزان تمایل به دوستی، مکان دوستیابی و اطلاع والدین؛۶۱ درصد پسرها معتقدند که روابط با دوستان دختر خود را به شکل مقطعی ادامه می دهند و ۵۰ درصد دخترها نیز به قطع ارتباط در صورت احساس بازیچه بودن از سوی پسرها ابراز تمایل کرده اند. بر اساس این گزارش ۵۹ درصد پسرها پارک و مراکز تفریحی را مکان دوستیابی عنوان و تنها دو درصد خیابان را محل مناسبی دانسته اند. در خصوص اطلاع والدین از دوستی ها،۸۱ درصد دختران اظهار داشته اند دور از چشم والدین خود با پسرها ارتباط داشته و ۱۰ درصد بیان کرده اند که مادرانشان مطلع هستند و تنها سه درصد به اطلاع کامل والدین خود اشاره کرده اند. تحقیقات غیر رسمی در ایران نشان می دهد که بیشتر دخترها قصدشان از دوستی با پسرها ارضاء نیازهای عاطفی، احساسی و پرکردن تنهایی است و انگیزه اصلی اکثریت پسران کامجویی و سوء استفاده بوده که با فرایند موسوم به “مخ زنی” و دادن وعده ازدواج انجام می گیرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 18:22 توسط ساناز
|
مدتی بود که می خواستم چیزی را با تو در میان گذارم اما نمی توانستم ودلم نمی امد که این حر فها را به تو بزنم اگه می خوای بفهمی که چه چیزیست پس بخوان برای تو:
دللالی ورامی ساده ای تنبلی ترسویی دیوانه ای اردنگی ریواس ملنگی
اگه می خوای بفهمی اول کلمات را به هم وصل کن می فهمی حرفی که سالها در دلم پنهان کرده بودم.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:31 توسط ساناز
|
About Weblog
با عرض سلام خدمت شما عزيزان اميد وارم لذت ببريد لطفا نظر بدهيد تا از نظرات شما استفاده شود متشكرم.