تبليغاتX
الهه ي ناز















سلام سلامی قشنگتر از بهاران سلامیهمرنگ باران.

پرندهءشب بیدار من:یکدانه و دوردانه من:باز تو رفته ای باز باران آمده باز تو نیستی باز یادت گوشه گوشه جا به جا گلوله گلوله اشک مرا در آورده.پروانه قشنگ من:همیشه وقتی می آیی من شیرینترین لحضه زندگی ام راتجربه می کنم و هر وقت میروی تلخترین وسردترین ومرگ آورترین لحضه زندگی را.

آه مریم خوشبوی من چه زود گذشت روزهای ماندنت چه زود رفتی.انگار همین دیروزبودکه تورا در آغوش گرفتم وتمام خطها وجاده های جدایی پایان گرفت.

قوی نازنین من:چه زود دوباره جاده آمدوراه حرف زدنم باتو خطهای دلتنگی شد.

دسته گل زیبای زندگیم:خوبترین خوب من:خدا میداند که من تورا خیلی دوست دارم.

بخواهم یا نخواهم به تو به نگاهت به صدایت به وجودت به بودنت دل بسته ام.

به خدا حضورت وجودت برای من حیاتی ترین ودلچسب ترین هدیهء زندگی است من نزدیکتر از تو کسی را ندارم.

فرشته قلب من:در کنج این اتاق خلوت وخاموش صدای تو تنها شادی من بود.

اما افسوس که توهم همیشه نمی شور بمانی بشود هم نمی توانی بتوانیم نمیشود.

ادامه دارد



+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 15:55 توسط ساناز |




مردی برای اصلاح سر وصورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند . وقتی به موضوع خدا رسیدند ، آرایشگر گفت : من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد . 

آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد ورنجی وجود می داشت. نمی توانم خدای مهربان را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر وبحث کند. آرایشگر کارش  را تمام کرد ومشتری از مغازه بیرون رفت.   

به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید

با موهای بلند و کثیف وبه هم تابیده وریش اصلاح نکرده،ظاهرش کثیف وژولیده بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد وبه آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من اینجا هستم من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم

مشتری با اعتراض گفت: نه !! آرایشگرها وجود ندارند،چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند وکثیف وریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد

آرایشگر گفت :

نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است  که مردم به ما مراجعه نمی کنند

مشتری تأیید کرد: دقیقاً! نکته همین است، خدا هم وجود دارد!!! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند ودنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 23:48 توسط ساناز |



 

سلام به همه ي دوست جوناي عزيز...

          خوبيــــــــــد؟؟ چه خبر؟؟؟

شرمنده چند وقتي بود يه مشكلي داشتم بعدشم كه ديگه امتحانات شروع شد نتونستم بيام ...

از همه ي دوستايي كه اومدن و نظر گزاشتن ممنونم...

ايشالا تاچند روز ديگه با يه آپ جديد بروز مي شم...                                          



+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 16:38 توسط ساناز |


آي قناري آي قناري      

                                                  خبر از دلم نداري

منه غربت زده امشب    

                                                 شدم از خودم فراري

توي برزخ نگاهي كه    

                                               يه روز عاشق من بود

اون كه واژه واژه حرفاس

                                                 معينه يكي شدن بود

آرزوي تلخ مردن           

                                              تو دلم نفس نفس زد

چه بلا ها سرم اومد     

                                              حتي مرگم منو پس زد

آقناري آي قناري         

                                               آي اي همنفس من

قفل اين سكوتو بشكن

                                                  بخون از خواب پريدن

از اقاقي به ستاره    

                                                  از ستاره به سپيده

به تبسم  به ترانه    

                                                به يه لذت نچيده  

ديگه خيلي دورم از اون

                                                اوني كه تنها ترم كرد

نمي گم جدايي سخته

                                                نمي گم بهش كه برگرد

مي خوام اين روزاي غصه

                                                   با دل تو هم صدا شه    

مي خوام اندازهء بالم   

                                                    تو قفس پرنده باشم


 

 



+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 9:46 توسط ساناز |


سلام خدامنم منم همون حقیر نا بلد

همونی که نگاه تو قید ترانه هاشو زد

اون که همیشه فکر میکرد دلش به رنگ صدفه

اومد تورو پیدا کنه طفلکی گم شد یه دفه

میون سر در گمییاش به فکر راه چاره بود

تو آسمون به یاد تو دنبال یه ستاره بود

به چشمک یه تیکه نور راهشو اشتباهی رف

او یه نمه نوری که دید نمی رسوندش به هدف

سلام خدا من اومدم با یه تقاضای جدید

اگه میشه به این حقیر آدرس تازه ای بدید



+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 12:31 توسط ساناز |


آهای اشک چشم من وقتشه باید بچکی

پلای پشت سرم خراب شدن یکی یکی

بی تفاوتی نگاهارو نمی تونه دلم

راه برگشتی نداره تنها می مونه دلم

باید این پر شده از هرچه گلایه خالی شه

رو تمومه صفحه های خستگیش خط بکشه

آهای اشک چشم من نوبت توست کاری کنی

واسه این دل شکسته آبرو داری کنی

با غرور کاغذیم حل نمیشه مشکل من

بس که بارون نیومد ترک ترک شد دل من

از مرور دفترای خاطره بدم میاد

دیگه از خندهء هرچی  عابر بدم میاد

میل پر واز داره بازوامو قلقلک میده

می خوام اونجایی برم که چشم هیچکس ندیده

آهای اشک چشم من ئمنو به تازگی ببر

بشون اونجایی که هق هقم نمونه بی اثر.



+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 18:18 توسط ساناز |


ثانیه ها رو نشمار واسه اون که رفته

خوب میدونم عزیزم دوریش برات چه سخته

اما کسی که خوابه گردنش تو خوابه

باید که باروت شه آرزوهات سرابه

کی میخای بری و دنبال اون بگردی

چرا تورو نخاستش تو که بدی نکردی

ارزش اون چشاتو باگریه پاین نیار

حروم نکن روزتو با گریه و انتظار

رفت و تو رو تنها گذاشت پس غم تو ببینه

تو هم دعا کن براش به روز تو بشینه

نفرین نکن بدون که خدا هواتو داره

یه روز تو سر نوشتت  درد تورو رو دلش میزاره.



+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 23:14 توسط ساناز |


مرا صد بار از خود برانی

دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی

دوستت دارم

چه سود از مهر ورزیدن

چه حاصل از وفا کردن

مرا لایق بدانی یا ندانی

دوستت دارم.



+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 23:0 توسط ساناز |




روز مادر sms-jok.royablog.ir

آسمان را گفتم
می توانی آیا
بهر یک لحظهء خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم
***
خاک را پرسیدم
می توانی آیا
دل مادر گردی
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم
***
این جهان را گفتم
هستی ومکان را گفتم
می توانی آیا
لفظ مادر گردی
همهء رفعت را
همهء عزت را
همهء شوکت را
بهر یک ثانیه بستر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
آسمان کم دارم
اختران کم دارم
رفعت وشوکت وشان کم دارم
عزت ونام ونشان کم دارم
***
آنجهان راگفتم
می توانی آیا
لحظه یی دامن مادر باشی
مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
باغ رنگین جنان کم دارم
آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم
***
روی کردم با بحر
گفتم اورا آیا
می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی
عشق را موج شوی
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بیکران بودن را
بیکران کم دارم
ناقص ومحدودم
بهر این کار بزرگ
قطره یی بیش نیم
طاقت وتاب وتوان کم دارم
***
صبحدم را گفتم
می توانی آیا
لب مادر گردی
عسل وقند بریزد از تو
لحظهء حرف زدن
جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی
گفت نی نی هرگز
گل لبخند که روید زلبان مادر
به بهار دگری نتوان یافت
دربهشت دگری نتوان جست
من ازان آب حیات
من ازان لذت جان
که بود خندهء اوچشمهء آن
من ازان محرومم
خندهء من خالیست
زان سپیده که دمد از افق خندهء او
خندهء او روح است
خندهء او جان است
جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم
روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم
***
کردم از علم سوال
می توانی آیا
معنی مادر را
بهر من شرح دهی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم
قدرت شرح وبیان کم دارم



+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 15:8 توسط ساناز |





+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 14:52 توسط ساناز |


شنیدم که گفته او مرا حلال می کند

من و گذشتن از گناه او خیال می کند

هزار بار گفته ام که عاشق تو نیستم

دوباره از من رها شده سوءال می کند



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:51 توسط ساناز |


من چه کنم خیال تو من و رها نمی کنه

اما دلت به وعدها یش یکم وفا نمی کنه

من ندیدم کسی رو که مثل تو ماندگار باشه

آدم خودش رو  که تو دل اینجوری  جا نمی کنه



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:47 توسط ساناز |


به عاشقی ام گرمی و شب داد شقایق

آرامش مهتابی شب داد شقایق

رسوا شدم آسوده شد او فکرش و من را

یک عاشق دیوانه لقب داد شقایق



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:42 توسط ساناز |


همیشه عکس نازت روبرویم

نگاه تو دلیل جستجویم

چرا باید تمام  حرفها را

بدون تو به تصویرت بگویم



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:39 توسط ساناز |


در کوچه ای و من دوباره از تو خواهش میکنم

تو می روی  و ردپایت را نوازش میکنم

گفتم شبی تکلیف چشم را مشخص کن و تو

گفتی صبوری کن که دارم ازمایش میکنم

 



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:36 توسط ساناز |


برای چشم عاشق تو نامه پست میکنم

همیشه ان تبسمی که میل توست میکنم

غم شکستن من و توهم تمام میشود

تو فکر راه را نمیکنی خودم درست میکنم

 



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:32 توسط ساناز |


من منتظرت شدم ولی در نزدی

بر زخم دل گل معطر نزدی

گفتی اگر شود می ایم اما

مرد این دلو آخرش به او سر نزدی

 



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:28 توسط ساناز |


از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم

بادیگران دیدم و چیزی نگفتم

کلی سفارش کرده بودی من نفهمم

این نکته را فهمیدمو چیزی نگفتم



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:24 توسط ساناز |


او گفت خاطرت هست به تو نگاه کردم

انشب بخاطر تو کلی کناه کردم

گفتی چطور زیباه چیزی شده مگر؟گفت:

قدری شبیه اویی من اشتباه کردم.



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 11:19 توسط ساناز |



مارو مثل همیشه باز سرکار گذاشتی

هرچه تماس گرفتم گوشیرو بر نداشتی

به اینو اون میگفتی این سیرست دوباره

حوصلشو ندارم می خو اد قرار بذاره

تو بد بودی واسهء من اما دیگه شکستی

حوصلتو ندارم فکر میکنی کی هستی

ازروی سادگیم بود که واست میمردم

دیونه بودم اگه سرت قسم می خوردم

چه اشتباهی کردم ازت ستاره خاستم

نفهمیدم من اخر دل به چیه تو باختم

 



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 17:30 توسط ساناز |




+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 16:51 توسط ساناز |


خیلی وقته که واسم نامه ندادی

نه نگاهی  نه پیامی نه یادی

خیلی وقته که واسم غزل نگفتی

واسه مشکلام یک راه حل نگفتی

خیلی وقته گیرو فاصله هامون

خیلی سر رفته مثل حوصله هامون

خیلی وقته امضا های رنگارنگت

نمی شینه پای نامهء قشنگت

خیلی وقته دیگه چشمک ستاره

شب دوریمو به یادت نمی یاره

خیلی وقته ننوشتی توی نامه

دوست دارم عاشقی تو بدی ادامه

ننوشتی واسه من سلام بهونه

ببینم آخر کی می ره کی می مونه



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 18:9 توسط ساناز |


شاید اشتباهه اما عاشقانه دروغ می گن

ادمای مهربون و با وفا دروغ می گن

اونا که میگن که تا همیشه دیوونتون

بذار بی پرده بگم که به شما دروغ می گن

اونا که میگن آن به این بهونها که اومدن

از توی شهر قشنگ قصه ها.دروغ می گن

اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده

به تموم آسمونها به خدا دروغ می گن

اونا که با قسم ایه میخوان بهت بگن

تا قیامت نمیشن  از تو جدا

دروغ میگن.



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 17:43 توسط ساناز |



 همیشه تصاویری از عشق مادر به فرزندش دیده بودیم... ولی اینبار تصاویر متفاوت از عشق فرزند به مادرش را میبینیم..
Persianv.com At site Persianv.com At site Persianv.com At site

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 23:47 توسط ساناز |




اگه گفتی امروز چه روزیه ؟ بگو دیگه ! زیاد فکر نکن ! امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده !

 ----------------------------------------------------

بی تو نه کار دنیا لنگ میشه نه بین آسمون و زمین جنگ میشه ؛ نه کوه آب میشه نه آب سنگ میشه ؛ اما دل من

برات تنگ میشه...شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 ----------------------------------------------------

اداره برق از دستتون خیلی گله داره آخه برق چشماتون دل همه رو برده !

 ----------------------------------------------------

از کنج لبات بوسه ای چون قند گرفتم   از قند لبات من مرض قند گرفتم:)

 ----------------------------------------------------


هروقت دلم برات تنگ میشه میام پشت در قلبت هی در میزنم ، پس هروقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شد

----------------------------------------------------

توی دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده ست ولي تو دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده ست

----------------------------------------------------

قصه ی زندگی من قصه ایست که متن آن وجود توست و اتمامش نبود تو ..

----------------------------------------------------

سوگند به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

----------------------------------------------------

زنگ موبایلتیم، سایلنت کن خفه شیم :)

----------------------------------------------------

به شکرانه ی عشقت ، قدم تو دلت میزارم بلکه قلب بی پناهم کمی آروم بگیره . . .

----------------------------------------------------

دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده / بلور قلب کوچکم ز دوزیت ترک زده

----------------------------------------------------

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی،

دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی،

غذا نیست که بهش ناخونک بزنی،

رفیق نیست که بهش کلک بزنی،

عشق مقدسه ، باید جلوش زانو بزنی

----------------------------------------------------

تلخی کدام روز را درون قهوه ی چشمانت ریخته ای

که مشت مشت شکر، تلخی یادت را شیرین نمیکند!

----------------------------------------------------

پت! پت!پت! پت!پت!

این صدای قلب منه که از دوریت به پت پت افتاده!

----------------------------------------------------

بی شک جهان را به عشق کسی آفریدند،

مانند من که آفریدم از عشق جهانی برای توSmiley

----------------------------------------------------



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 23:32 توسط ساناز |


اینک   زیر نورافکن شعر من.اخرین پرده.قصه.قصه ی مردی که غرورش را رها نکرده هرچه. 

هرچه که بود مثل فانوس گرمو روشن بود.مثل هیچکس نبود.شبیه من بود .شبیه من بود.

چون پرنده اگر لرزیدم.زیر باران اگر ترسیدم.وخشم رابه تو بخشیدم.سقوطم را به چشم دیدم.

تا فهمیدم چه دل شکن بود...........این راه من بود این راه من بود...................

صد اه اگر کشیدم.سایه ای روسر ندیدم. یکبار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم.

زخم چین پیرهن .هدیه ی دوست وقت رفتن بود

هرگز بر نگشتن...........

این راه من بود

این راه من بود...........................



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 18:38 توسط ساناز |


بیشتر دخترها قصدشان از دوستی با پسرها ارضاء نیازهای عاطفی، احساسی و پرکردن تنهایی است و انگیزه اصلی اکثریت پسران کامجویی و سوء استفاده بوده که با فرایند موسوم به “مخ زنی” و دادن وعده ازدواج انجام می گ …

این روزها در خیابان ها، پارک ها و اماکن تفریحی پسران و دختران بسیاری را در حال تردد می بینیم، بسیاری از آنها در پیوند دوستی با یکدیگرند، پیوندی که به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان می تواند منشاء بی اعتمادی و شک در جامعه باشد، عده دیگری بر این باورند که چنین رابطه هایی می تواند در انتخاب همسر آینده موثر باشد، اما آنچه مسلم است این است که نخستین ثمره روابط ناسالم بین دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی در جامعه، باعث ایجاد روحیه بی‏اعتمادی نسبت به همسر آینده است و این ذهنیت آزار دهنده در فرد شکل می‏گیرد که آیا او پیش از این، چنین رابطه‏ای را تجربه کرده است یا خیر؟ بنا به گفته روانشناسان، این بی‏اعتمادی و شک هیچگاه فرد را رها نمی‏کند و سرانجام، بنیان مستحکم خانواده را به مخاطره می‏اندازد.
بنابر آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج چنین روابطی با هم داشته‏اند، پس از ازدواج نیز در حل مشکلات خود عاجزند؛ چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند.

دوستی دختر و پسر
بر اساس تعاریف جامعه شناختی، نمی توان هر ارتباطی را "دوستی دختر و پسر" نامید، "دوستی دختر و پسر" یعنی رابطه ای که بین دو جنس مخالف بوجود می آید و در این رابطه، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد و از این رو، ارتباط دو کودک یا ارتباط تحصیلی یا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، که برای اهداف خاصی است، نمی تواند در تعریف مقوله دوستی "دختر و پسر" بگنجد.

انگیزه های ارتباط با جنس مخالف

وعده ازدواج
یکی از بهانه های ارتباط بین پسران و دختران وعده ازدواج از ناحیه پسر است و معمولا با این وعده ها پسران با دختران ارتباط پیدا می کنند. در حقیقت، دختر و پسر با طرح مساله "ازدواج" با یکدیگر رفاقت کرده، سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند، اما حقیقت امر این است که این وعده ها در حدّ خیال بافی می مانند و جامه عمل نمی پوشند.

انگیزه جنسی
از انگیزه های دیگر ارتباط دختر و پسر بهره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه که از لحاظ رشد فکری و فرهنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، همه ی ارزش های خانوادگی و فردی خود را قربانی می کنند و دست به رفتاری می زنند که برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقّی می شود.
رابطه ی جنسی بین دختر و پسر، مشکلات زیادی را برای دختر، که قربانی اصلی این رابطه است به دنبال می آورد. اشتغال ذهنی درباره ی این موضوع که مبادا این ارتباط برای او در آینده مشکل ساز باشد، تعادل روانی او را به نحو چشم گیری بر هم می زند و فشار روانی زیادی بر او تحمیل می کند.
چنین دخترانی در ازدواج با مشکل روبه رو می شوند و حاضر به ازدواج نیستند و زمانی که با فشار خانواده روبه رو می شوند و تن به ازدواج می دهند، همیشه نگران افشای رابطه گذشته خود هستند و از اینکه همسرشان از رابطه مخفی آن ها در گذشته آگاه شود رنج می برند.
جذابیت، قدرت، توهمی کودکانه
یکی دیگر از انگیزه های دوستی با جنس مخالف این است که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می کنند و دختران نیز داشتن یک دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند.
اما طول نمی کشد که پی خواهند برد این قدرت نمایی و جاذبه ارائه شده به قیمت از دست دادن بسیاری از جاذبه ها و قدرت های اجتماعی و شخصیتی دیگر تمام شده، در نتیجه، دوستی ها به پایان می رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندی خویش، دنیایی از تعارض را در درون دختر و پسر باقی می گذارد.

پناهگاهی نا امن
دختران و پسرانی که مورد بی محبتی در خانواده قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند، از طریق برقراری روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد کسب رضایت و یا به عبارت دیگر، به دنبال یافتن شرایطی هستند که برای آن ها اطمینان خاطر و رضایتمندی بیشتری فراهم کند و پناه گاهی برای جبران کمبود محبت خود فراهم سازند.
اطمینان خاطری که دختران و پسران از طریق برقراری دوستی بین خود جستجو می کنند هیچ گاه حاصل نمی شود، زیرا این روابط پنهانی و به دور از چشم خانواده صورت می گیرد. به همین دلیل، دختر و پسر باید وقت و توان زیادی صرف کنند تا بتوانند زمینه این رابطه را فراهم کنند و تحمل ترس و اضطراب مستمری که دو طرف باید تحمّل کنند تا این روابط از چشم آشنایان پنهان بماند، رضایتمندی و آرامشی را که به دنبال آن هستند خنثی خواهد کرد.

رابطه جنسی در اوایل دوستی
بر اساس نتایج یک پژوهش که در مناطق شمالی پایتخت صورت گرفته است، اکثر دختران طی شش ماه الی یک سال اول رابطه خود باجنس مخالف، درگیر روابط جنسی می شوند.
اکثر قریب به اتفاق دخترانی که رابطه دوستی طولانی مدت با پسران دارند در آغاز رابطه دوستی علی رغم تصورشان درگیر روابط جنسی خواسته یا عمدتا ناخواسته می شوند.
این در حالی است که تقریبا همه دختران مورد مطالعه در ابتدای برقراری رابطه دوستی تصور می کرده اند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند.
در بخش دیگری از این مطالعه آمده است اکثر قریب به اتفاق آنها در آغاز روابط دوستی با پسران بر این باور بودند که آنها خیلی زرنگ تر از آن هستند که دوستشان بتواند از آنها سوء استفاده جنسی کند.
یکی از علل درگیر شدن دختران در روابط جنسی برداشت نادرست آنها از روابط دوستی با پسران عنوان شده است. به عنوان مثال انگیزه و هدف اکثر دختران از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف جلب حمایت و عاطفه گزارش شده است، در حالی که در پسران، برقراری روابط جنسی انگیزه و هدف اصلی رابطه دوستی بوده است.

نحوه آشنایی دختر و پسر
طبق یک نظر سنجی انجام شده از دختران و پسران در خصوص نحوه آشنایی، میزان تمایل به دوستی، مکان دوستیابی و اطلاع والدین؛۶۱ درصد پسرها معتقدند که روابط با دوستان دختر خود را به شکل مقطعی ادامه می دهند و ۵۰ درصد دخترها نیز به قطع ارتباط در صورت احساس بازیچه بودن از سوی پسرها ابراز تمایل کرده اند.
بر اساس این گزارش ۵۹ درصد پسرها پارک و مراکز تفریحی را مکان دوستیابی عنوان و تنها دو درصد خیابان را محل مناسبی دانسته اند.
در خصوص اطلاع والدین از دوستی ها،۸۱ درصد دختران اظهار داشته اند دور از چشم والدین خود با پسرها ارتباط داشته و ۱۰ درصد بیان کرده اند که مادرانشان مطلع هستند و تنها سه درصد به اطلاع کامل والدین خود اشاره کرده اند.
تحقیقات غیر رسمی در ایران نشان می دهد که بیشتر دخترها قصدشان از دوستی با پسرها ارضاء نیازهای عاطفی، احساسی و پرکردن تنهایی است و انگیزه اصلی اکثریت پسران کامجویی و سوء استفاده بوده که با فرایند موسوم به “مخ زنی” و دادن وعده ازدواج انجام می گیرد.



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 18:22 توسط ساناز |


نیمه شبی در بستر افکنده ویار گفت

بوسه می خواهی  بیا اینک کسی بیدار نیست

گفتمش ای یار اینک آزارم مده

گفت صحبت از آزار نیست

دست بردم بر سینه سیمین نشین

گفت دانی که این لیموی هر بازار نیست

گفتمش اری لیموست هم ردیف نار نیست



+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 18:33 توسط ساناز |


روی هر گل وبرگی

.روی هر شاخه گل رنگ زیبایی محبت پیداست

هر سرابی که در ان خوبی هست عشق حتما انجاست

پس بیایید که عاشق باشیم

عشق را هدیه کنیم

عشق را هدیه کنیم



+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:52 توسط ساناز |


مدتی بود که می خواستم چیزی را با تو در میان گذارم اما نمی توانستم ودلم نمی امد که این حر فها را به تو بزنم اگه می خوای بفهمی که چه چیزیست پس بخوان برای تو:

دللالی         ورامی       ساده ای     تنبلی       ترسویی     دیوانه ای     اردنگی     ریواس ملنگی

 

اگه می خوای بفهمی اول کلمات  را به هم وصل کن می فهمی حرفی که سالها در دلم پنهان کرده بودم.



+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:31 توسط ساناز |


















About Weblog


با عرض سلام خدمت شما عزيزان
اميد وارم لذت ببريد
لطفا نظر بدهيد تا از
نظرات شما استفاده شود
متشكرم.

از دوستان عزيز خواهش ميكنم نظر خصوصي نزارن. ممنون


Menu

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

Recent Posts


فرشته قلب من
آرايشگر
سلام
قناری
سلام خدا
اشک چشم
مهربان
تقدیم به عزیزم م



Archive


فروردین 1391
دی 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390

Links

كوچه باغ دل
sms zarin dasht
فقط برای بهترینها
قبر مجازی
مترسك
سارا
غمكده عشق
الهه
ミ پاکم کن ★ خاکم کن ミ
tannazjoooooooooooon
يوزارسيف
كتاب فلاح
مرداد
روياي مبهم
سيد احسان
صادق
كوثر
امير تنها
نازنين
بر نارفيقان شرم باد
منتظر
اين خونه تنهايي منه خرابش مكن
"راز قلعه سحرآمیز"
سرزمين عاشقان
20ساله
سكوت مرگبار(زهرا)
سمانه
خلوت دل(سونيا)
جاسم
عشق-عکسهای زیبا(سمانه)
شهر بانو
نيلوفر دختري مهربون
مملي از بندر عباس
عشق اول(علي جون)
mahnaz afshar
حسین اسماعیلی(استودیوی خبری
باران عشق
عزيزم مرضيه خانوم
>یاسرعشقی<
اقا مجيد
چرخش قلم دلم بر روی کاغذ دلت
بهترين ها را از ما بخواهيد
*معرفی آهنگهای جدید*
"دلنوشته های جوانان ایرانی"
هر چی تو بخوای هست
عشق و زندگي
فريادو شقايق
LoveR BoY
باران تنهايي
ღ♥ღ R^2*9*26 ღ♥ღ
عشق اول عشق اخر
اقا سجاد
خنده بازار(اميد جون)
بی نشون
"نمکستون"
رویای آبی
تبسم عسلی(میثم)
عشق یعنی
آغاز ÷رواز
رگ خواب(سام جون)
نیک اندیشان
MA SHEYTOONA
مدولباس فاطول
منو تو
دختر کرجی
نیلوفرانه
kisse
** یه سایت تفریحی توپ **
دل نوشته های مجید جون
حرفهای شیشه ای
رپ و موزیک فارسی فولادشهر و اصفهان(÷ارس من)
آقا مسعود
مریم جون
تبسم عسلی
امیر و پارمیدا
گلستان وبوستان عشقولانه الهام جون
"جوک سرگرمی تفریح" (وحید)
عشق یه طرف
far30help::..
♥ღ پر سر و صفا ღ♥
کامپیوتر وفناوری اطلاعات
اقا بابک
**صلیب عشق**
CЯAZY GIЯLS
ღبهترين اجي و داداشي دنياღ
دنیای دیگر
دلنامه
تهران پاتوق
فریده
###صاحب زمان###
عشق تو
پاتوق بچهاي بحال و دوست داشتني
سانيا دختر دريا
سمت خدا
yağmur
دلــ ـشــکــ ـسـ ـته
عشق(محمد)
گالری عکس
قالب وبلاگ




معین

الهه ناز

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ

آگهی انجمن بهترین وبلاگ

انجمن آگهی بهترین کد قالب وبلاگ

افزایش امتیاز وبلاگ

جایزه ویژه : تبدیل وبلاگ به سایت
وبلاگSponsered By :

قالب کد وبلاگ قالب وبلاگ



قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
گالری عکس